اسدی توسی
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 20:37
همان کردمی با تو از راه دادکه در چین نریمان به دیگر قبادسخن هر چه گفتم به دانش ببیننگاری کن این را و دل را نگینشد از بیم شه زرد و ارزان قبادبه زاریّ و پوزش زبان برگشادبس گشت در خاک زنهار خواهببخشید خون و ببخشود شاهخبر یافت کاوه پسر را بخواندفراوان بر او خشم و خواری براندبه خون کرد با خنجر آهنگ اورها
اسدی توسی » گرشاسپنامه
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 20:37
پسر زاد ماهی که از چرخ مهرز خوبی بدو آرزو کرد مهربه دیدار گفتی پدر بود راستبرین برگوا کس نبایست خواستنریمان یل نام او سام کردبه مهرش روان و دل آرام کردنوندی به نزد فریدون شاهبه مژده برافکند پویان به راهپرندین چنان کودکی ساختندچو گردانش بر اسپ بنشاختندکمند و کمان درفکنده با یالیکی گرز شاهان گرفته به